|
سازمانهای کارآفرین و کارآفرینی سازمانی مفهوم کارآفرینی وازه کارآفرینی واژه ای است نو که از کلمه اش نمی توان به مفهوم وافعی آن پی برد. این واژه بجای کلمه ENTREPRENEUTSHIP به کار رفته ود راصل از زبان فرانسه به سایر زبانها انتفال یافته است بطوریکه درزبان فارسی هنوز معادل مناسب و گویایی برای آن نداریم و اغلب واژه کارآفرینی ، شنونده را به اشتباه می اندازد. بطور کلی کارآفرینی از ابتدای خلقت همزاد بشر بوده ومبنای تمام تحولات و پیشرفتهای وی بشمار می رود . با این همه هنوز مفهوم وماهیت دقیق این واژه ناشناخته مانده است . بهمین دلیل است که مک کللند بیان می دارد . " اگر بخواهیم همه محدوده زندگی بشر را بررسی کنیم تعریف کارآفرینی بسیار مشکل خواهد بود ، لذا فقط متمرز بر فعالیتهای کسب و کار می شویم که بیشتر درک می شوند . آگر چه د رهمین دایره نیز جوانب و انواع مختلف آن مثل خرید ، فروش ، تولید و ... کم و بیش مترادف و یکسان د رنظر گرفته می شوند ." در مورد ابهامات ، نقصها و ارائه تعریف بهتری از کارآفرینی و کارآفرینان ، صاحبنظران دیدگاههای مختلفی دارند که در زیر به مهمترین آنها پرداخته خواهد شد . - Richard Scott در سال 1982 بیان کرد که " فکر می کردیم بعضی چیزها را درمورد کارآفرینی می دانیم اما واقعا نمی دانیم " و این درحالیستکه وی بیان می دارد که علی رغم اهمیت کارآفرینی ، فرآیند کارآفرینی کمتر شناخته شده است. Schumpeter A.J- (1935-1934) در مورد کارآفرینی این گونه اظهار نظر می کند که سختی تشخیص کارآفرینان به دلیل بی دقتی د رفعالیتهای آنان نیست بلکه به این دلیل است که اولا شخصی که واقعا درگیر کارهای کارآفرینانه می شوند سخت پیدا می شوند، ثانیا هیچ یک همواره کارآفرینی نیستند وثالثا هیچ یک فقط کارآفرین نیستند. - McClelland C.D (1961) همانطوریکه درپیش آورده شد ، مک کللند معتقد است اگر بخواهیم تمام محدوده زندگی بشر را بررسی کنیم ، تعریف کارآفرینی مشکل می شود و کارآفرینی همه فعالیتهای بشر را در بر می گیرد، از شعر گفتن تا رهبری جنگ بطوریکه با تعریف آزاد از کارآفرینی ،حتما لنین هم کارآفرین شناخته می شود . و در نهایت پدر کارآفرینی دنیا Peter F. Drucker درسال 1986 درمورد کارآفرینی می گوید: "اشخاص زیادی را می شناسیم که کارآفرین نیستند اما شخصیت کارآفرینانه ای دارند مانند بسیاری از فروشندگان ، جراحان ، خبرنگاران ، روزنامه نگاران و... .امروزه در تعریف کار آفرینی آشفتگی زیادی وجود دارد " با توجه به توضیحات فوق تعدادی از مهمترین تعاریف بطور مختصر د رزیر آمده است. - فرآیند ایجاد ثروت ، خلق فرصت ، نوآوری و خلاقیت (تفکر خلاق) - فرآیند هدایت به سوی "خلق سازمانهای جدید " بدون توجه به نوع پتانسیل سازمان و محدودیتهای محیطی - وظایف ، فعالیتها و اعمالی که برای خلق فرصتهای جدید انجام می شود تا سازمانهای جدید بوجود آیند . - فرآیند است فراتر از شغل و حرفه بلکه کارآفرینی یک شیوه زندگی است. بطورکلی کارآفرینی در 3 زمینه 1- کارآفرینی درون سازمانی (کارآفرین سازمانی) 2- کارآفرینی سازمانی (سازمان کارآفرین) 3- کارآفرینی مستقل (کارآفرین آزاد) کارآفرینی درون سازمانی(Entrapreneurship) علارغم صحبتهایی که در اوایل دهه هفتاد در مورد کارآفرینی سارمانی وجود داشته د رسال 1985 پینکات[1] از ترکیب وازه های entrepreneurship و intra واژه intrapreneurship را ابداع و بعد از تعریف کارآفرینی درون سازمانی آن را وارد ادبیات کارآفرینی نمود.وی معتقد است که کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که کارآفرینان را از طریق می شوند و کورن وال , پرلمن[2] بر این باورند که کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که در آن محصولات ، فرآیندها و ایده های جدید به اجرا گذاشته می شود و توسعه می یابد . او همچنین می گوید " فرآیند کارآفرینی سازمانی و کآرآفرینی مستقل به هم فرق دارند و تفاوت در وضعیت (context) آنها برای هر یک مزیتها و اشکالاتی بوجود می آورد . کارآفرینی در سازمانهایی که محیط و بستر مناسبی برای این فرآیند ندارند چندان خوشایند مدیران نمی باشد، بنابراین صرفا وجود تعدادی فرد کارآفرین دریک سازمان نشان دهنده کارآفرین بودن آن سازمان نمی باشد . بلکه اقزایش تعداد کارآفرینان ، رضایتمندی آنان و وجود کارآفرینی گروهی درسازمانها نشان دهنده پیشرفت و ارتقاء سطح کارآفرینی آن سازمان می باشد . ا [1] . Pinchot [2] . |
|